بغض غریبی ای خدا
مست و سیه روی توام
درمانده کوی توام
یامرده ای در گوشه ام
یا زنده ای دل مرده ام
با بغض حبس سینه ام
افسانه هایی گفته ام
بغض غریبم ای خدا
از دوری کوی تو است
کوی تورا گم کرده ام
راهم بده آشفته ام
آشفته راه توام
دستم بگیر دیوانه ام
بغضم شکست باز ای خدا
همواره با یاد توام
علامت صابر در سه چيز است
اوّل: آن كه كسل نشود، دوّم : آن كه آزرده خاطر نگردد، سوّم: آن كه از خداوند عزّوجلّ شكوه نكند،
زيرا وقتى كه كسل شود، حقّ را ضايع ميكند و چون آزرده خاطر گردد شكر را به جا نمي آورد و چون از پروردگارش شكايت كند در واقع او را نافرمانى نموده است.
در خلع مانده ام دستم بگیر
ناخوش از حال و گذشتم دستم بگیر
ای که من آشفته کوی توام
ناتوان از دیدن روی توام
آه و ناله گم شده در گوشه ای
خودگواه بودن هر توشه ای
هرچه من در آینه رخ میزنم
چهره خسته َبی رمق زل میزند
در نگاهم التماس و زاری است
با خدایم عهدو پیمان باقی است
ای خدای بودن هر ناوجود
کی وجودم داشت عزم این سجود
بعد وجودم از وجودت شد وجود
با سجودم خود وجودم کن ........
ساختی مرا تا بسازم خود را در این خلقت شده اما خود نمیدانم ساخته ام یا ساخته ام .
عمری به تباه ساخته ام و روزگارم به تباهی
تا به کی ادامه دارد و آخر کجاس منتهی زندگی
خسته و سیر و دلگیرم از این زندگی تباه ساختگی ......
خداوندا تو مي داني برايم سخت دشوار است ...
كنارم باشي و اما به غربت من بپندارم
چنان خستم چنان كوهم كه سنگين تر چه من گويم
چنان گريان و ويرانم چه گويم درد بسيار است
نگويم توبه سر دادم ‘ نتانم كرده بازگويم
تو خود از من بگردانش ‘ طريق رفته خامم
خداوندا بگم توبه كمي هم اشك و آه دل
شوي راضي بي مقداري ‘وليكن تازه بيمارم
چه بيماري كه درمانم طريقي بر نمتابد
خداوندا تو هوشياري كه من سخت بيمارم
توانم را به هيچ راهي بجز راهت نده راهي
كه راه من همان راه است كه خود فرمان آن دادي
یادمان باشد که به یاد هم باشیم شاید سالها بعد
در گذر جادها بی تفاوت از کنار هم رد شویم و
بگوییم آن غریبه چقدر شبیه خاطرات ما بود....
دلتنگم و دلتنگتر از همیشه
با باوری سرشار از بی باوری
به امید نبودن نا امیدی
شاید که حسی ندارم
ولی این را خوب درک می کنم که وجودم نیست
و فریادم با سکوتی سخت همراه است
آه ای خدای من چه ناتوان سخن می گویم
هر چه هستم هرکجایم تو را دارم
پس وجودم را به تو می سپارم
که رهنمای رهگشای نا امیدانی .
که می برد جدایی.!!! پروردگارا تو همانی.....
افسوس که به جای افکارش زخمهای تنش را نشانمان دادند
و بزرگترین دردردش را بی آبی نامیدند.
دکتر علی شریعتی
یادت باشد گاهی اوقات بدست نیاوردن آنچه می خواهی نوعی شانس و اقبال است .
فروتن باش پیش از آنکه تو به دنیا بیایی خیلی از کارها انجام شده بود.
راحتی و خوشبختی را با هم اشتباه نکن .
هر گز موفقیت را پیش از موقع عیان نکن .
در روز تولدت درختی بکار.
راه به آبروی انبیایت آبرویم ده تو راه به استقامت و استواری جهانت سلامتیم ده و تو را به پاکی بندگان
صالحت که عاقبت به خیر شده اند عاقبت به خیرم گردان آمین یا رب العالمین
محبوبا ای تنها ترین بی همتا ای روشن نمای امید بی پناهان گمگشته شده و در سرایت
پریشانم چشم باز دار و نگاهی از گوشه چشم خود در آیینه ضلال پاکان به بندگان دربند
و گرفتارت بیانداز تا شاید سنگینی اندوه دوریت را تحمل کنند خود را بازندار هرچند دوری و
نزدیک تر از رگ گردن به مایی نه گلایه نمی کنم که خود ........
عمری سپری کردم و نرسیدم به مرادم َ سپری نه ... تباه کردم . معشوقا تاکی بار دوری کشیدن َ تو خود دانی تن رنجورم بی تحمل و بی تاب استَ قلب نازکم آزرده خاطر روزگار ناسازگارت چه کنم چه گویم چه بار کشم که آخر ندیده و نشناخته ترک دیارت کنم و به دیارت بیایم ! راستی دیارت کجاست ؟
اگر نهايتاً حکمت خدا محقق ميشود، پس دليل دعا کردن ما چيست؟
-قُلْ ما يعْبَؤُاْ بِکُمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاؤُکُمْ- فرقان (25) آيه 77.
اگر دعای شما نبود، خداوند به شما اعتنا و توجهي نداشت.
ای كریمی كه بخشنده عطایی و ای حكیمی كه پوشنده خطایی و ای صمدی كه از ادراك
جدایی و ای احدی كه در ذات و صفات بی همتایی و ای قادری كه خدایی را سزایی و ای
خالقی كه گمراهان را راهنمایی . جان ما را صفای خود ده و دل ما را هوای خود ده و چشم ما
را ضیای خود ده و ما را از فضل و كرم خود آن ده كه آن به.
خواجه عبدالله انصاری
خداوند متعال خواستارم امید با توکل به خدا سالی پر از خیر و
برکت داشته باشید.
آمین یا رب العالمین
سلامتی و سعادت را از تو طلب می کنم که بی شک همه و همه و آنچه را هم که نمی توان به ذهن راه داد را تو آگاهی یا ذالجلال و الاکرام
اي دريغا راد مرد لطف و رحمت درگذشت .....
عروج ملكوتي و جانگداز عالم رباني استاد فرزانه آيت الله حاج سيد مرتضي نجومي را به پيشگاه ولي عصر (عج) و مردم شريف كرمانشاه تسليت عرض مي نمايم .

